تبليغاتX
من هستم پس هستم
دیدگاه ۱:باید از لذت لذت برد یا به عبارت دیگر هر چیزی که باعث لذت انسان می شود را باید انجام داد.

شاعر آمریکایی بود که میگفت :هر کاری که از آن لذت نمی بری پس انجام نده!

طبق این دیدگاه پیشرفت و موفقیت در بستری از لذت انجام میشود.دوستی دارم که شیمی میخونه.. یک روز گفت:علت اینکه نمیتوانیم کار بزرگی در شیمی انجام دهیم اینه که ازش لذت نمیبریم و بعد به تحقیقش که راجع به"روابط ایران و اعراب "بود که یک موضوع علوم سیاسی بوده و هیچ ارتباطی با رشته ی اصلیش نداشته اشاره کرد و گفت که بخاطرش تا۴صبح بیدار می مونده و اصلن متوجه این موضوع نمیشده که چه مدته بیداره!!

دیدگاه ۲:باید از درد لذت برد و به عبارت دیگه هر چیزی که باعث درد میشود را باید انجام داد. طبق این دیدگاه هرچیز دردناکی که باعث نشود بمیری خوب است چون باعث قوی تر شدن میشود. دوست دیگری دارم که بدنسازی انجام می دهد ..یک روز گفت :من از دردی که روز بعد از ورزش بدنسازی ایجاد می شود لذت می برم چون نشانه ی پیشرفت در این ورزش است.

ابداع واکسن درواقع بر پایه ی همین دیدگاه صورت گرفته!واکسن میکروب ضعیف شده ای است که باعث مرگ نمیشود و تزریق آن باعث قوی تر شدن بدن می شود!!

 

تمام مردم به عنوان این پست که یک سوال است در لحظه لحظه ی زندگیشان پاسخ می دهند و پاسخ آنها یکی از دو مورد بالاست و زندگیشان بسته به پاسخی که به این سوال می دهند به دو مسیر متفاوت میرود!

نوشته شده توسط همیشه در یکشنبه سوم آبان 1388 |
نماد:یکی از راه های کسب قدرت برای یک رهبر و یا یک رئیس ایجاد نماد است.ایجاد نماد و نشانه باعث ایجاد حس وحدت در تمام اعضای یک گروه .. یک کشور .. یک قبیله و یا یک اتحاد می شود.

استفاده مسیحیان از صلیب .. استفاده از علامت و پرچم توسط مسلمانان و... در جنگها همگی نشان از اهمیت نماد دارد.

    

هر بار که اعضای یک گروه به نماد خود نگاه می کنند چنان حس تعصب و غیرت به گروه پیدا می کنند که شاید هیچ کار دیگری همچون سخنرانی و... توسط رهبر گروه نتواند این حس را در آنان ایجاد کند.

در این دوره انتخابات استفاده ی طرفداران نامزد ۱ از دستبند سبز به عنوان نماد گروه ترفند زیرکانه ای بود که ازطرف مشاوران رهبر این گروه بکار گرفته شد.

  

و اما نامزد۲ مثل همیشه در پروپاگاندا از همه زیرک تر بود و بلافاصله پرچم ملی را به عنوان نماد گروه خود برگزید.

جا داره این جمله رو در مورد نامزد ۲ بکار ببریم: ومکرو مکرواحمدی نژاد واحمدی نژاد خیر الماکرین

 

نوشته شده توسط همیشه در جمعه نوزدهم تیر 1388 |
باران که رحمت الهی بود با بارش نابه هنگامش پرپر کرد  گلهای باغچه مان را...
نوشته شده توسط همیشه در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 |
با وجود تشویق ها وتبریک ها و حمایت های ۱۰۰هزار دوست و فامیل وآشنا

 

مرد بی تجربه 

 

بازی عشق را باخت

در خانه ی خود.....

نوشته شده توسط همیشه در یکشنبه نهم فروردین 1388 |
و چه راحت نقاب هایشان را عوض می کنند در روز..... و من چه بهت زده می نگریستم به آنها وقتی شب هنگام چهره ی واقعیه بی نقابشان را دیدم....

باید چراغ ها را خاموش کرد و روی برگرداند تا ناکسان نقاب بر دست گیرند و بروند .....

نوشته شده توسط همیشه در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 |
خدا را شکر که آهن نیستم تا همیشه شرمنده ی زخم هایی که بدنت زدم باشم

خدا را شکر که خاک نیستم که تا ابد غبطه ی تربتت را بخورم

خدا را شکر که آفتاب نیستم که شرمنده ی آن روزی باشم که با بی حیایی میتابیدم

خدا را شکر که آب نیستم که در حسرت رسیدن به لبانت تا ابد بر مزارت به التماس بشینم.....

                                                                               

نوشته شده توسط همیشه در جمعه بیستم دی 1387 |
سرانجام زیر تیغ نگاهت قربانی میشوم ....

بعد از سلاخی شدن مغزم را بخور تا مارهای روی شانه ات آرام شوند .... و دیگر به کسی آنطوری نگاه نگاه نکنی !

نوشته شده توسط همیشه در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 |
زندگی شبیه بازی حکم است.                                      

بودن یا نبودن در این بازی "اختیاریست".                         

ولی کسایی که وارد بازی می شوند می دانند که برگه ها بصورت Random تقسیم خواهد شد. عده ای برگ های برنده نصیبشان می شود و عده ای برگهای بازنده. و همه باید برگه های خود را قبول کنند و این "جبر" است.

کسی که برگه های بازنده نصیبش شده و به اصطلاح "دستش بد آمده" از ابتدای بازی می داند که به احتمال ۹۰٪ در نهایت بازی را خواهد باخت.  اما او بازی را ترک نمی کند زیرا کسی که بازی را نیمه کاره ترک کند معمولا دوباره نمیتواند بازی کند زیرا اعضای گروه او را به عنوان بر هم زننده ی بازی نخواهند پذیرفت. پس بازنده نیز ترجیح می دهد بازی را ادامه دهد حتی با برگ های بازنده!!!


بازی زندگی انسانها ادامه خواهد یافت ...در جهنم یا بهشت...

در این فکرم که کسی که خودکشی می کند و بازی زندگی را نیمه کاره رها میکندآیا به جهنم می رود یا به زنگی انسانهای جهنمی هم راه داده نخواهد شد.  

نوشته شده توسط همیشه در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 |
در ابتدای خواب فاصله ایست میان هوشیاری و آغاز رویا دیدن

در این فاصله نه هیچ دیده می شود نه هیچ شنیده  .. شخص فرو می رود در عدم و نیستی.


پی نوشت:

خدایا .....خدایا ... چند صبح دیگر به من اجازه میدهی تا از عدم بیرون بیاییم.؟؟؟

اگر امشب وارد این عدم شوم و دیگر بیرون نیایم چه؟؟؟ این از مرگ هم بدتر است.

تو را سپاس که به من اجازه ی بودن می دهی .

خدایا ... خدایا ... من   جهنم   تو را به این   عدم   ترجیح میدهم.

خدایا ..... خدایا..... هذا مقام البائس الفقیر .... بله این جایگاه یک فقیر است که با تو صحبت می کند فقیری که هیچ ندارد به تو بدهد ولی تو باز هم به او اجازه بودن می دهی و خودت گفتی که این بخاطره رحمتت است که در مقابل هیچ می بخشی ...   می بخشی بی مزد و منت... اما این فقیر گاه طلب کار می شود .... می دانم ...می دانم تو حکیم تر از آنی که پر رویی این گدا نبخشی ... وگرنه متاع خود را پس می گرفتی .... واو را به عدم می فرستادی و دیگر اصلا گدایی نبود که طلبکار شود شکوه وگله کند که چرا به من کم دادی....

خدایا .... خدایا ...... ناسپاسی های مرا جدی نگیر.

نوشته شده توسط همیشه در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 |
دیشب ماهی خوردم .  تیغ هایش را زیاد کرده بود تا خورده نشود  . شکارچی اما با حوصله تر بود.
نوشته شده توسط همیشه در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 |
مسئله اسلام ...مسیحیت....یهودیت نیست
مسئله اسلام ...مسیحیت....یهودیت است

بعضیا از بچگی طرفدار استقلال یا پرسپولیس میشن ... بعد طرفدار تیمشون باقی میمونن .... بعد میرن استدیوم برای تیمشون هورا میکشن... اگه باخت گریه میکنن ... حتی دعوا میکنن و خونیین و مالین میشن... طرفداری یه تیمی رو از بچگی قبول کردن بدون اینکه ارجحیت این انتخاب رو بدونن و تا آخرش میرن..

مسلمان بودن من هم صرفا یه طرفداریه ...

    باید شد            ...              بودن آسان است.

نوشته شده توسط همیشه در چهارشنبه دهم مهر 1387 |
اگه میخوای آدما رو تحت تاثیر قرار بدی و اونا رو مقهور خودت کنی بهترین راه تعریف کردن از اوناست.

 

مردم هر روز صبح از خواب بیدار می شن تیپ می زنن سعی می کنن رفتار هاشون رو تغییر بدن چون دوست دارن دیگران اونا رو تایید کنن.

این مطلب برای همه کس صادقه.....از لات تا دکتر

دومین نقطه ضعف مردم تمسخر کردن اوناست با این کار آدما احساس می کنن به شکل ماشین بی جان دیده شده اند که بقیه دنبال استفاده از اون هستن و و ضعفشون اونا رو بی استفاده می کنه..

تعریف کن .... تمسخر کن....... بزرگترین قدرت در استفاده ی همزمان از این دوتاست..... با این کار دشمن به طور کامل خلع سلاح میشه.....

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سیاستمدارا و صاحبان شرکتا رو دیدی که بعد گفتگو با هم جلوی تریبون میان ومصاحبه می کنن .... یکی از اونا می گفت :بازی سیاسی اصلی در دستشویی انجام میشه .. وقتی که با رقیبم صمیمی می شم و ازش تعریف می کنم ... اینطوری اون با من راحت صحبت می کنه و من نقطه ضعفاشو پیدا میکنن.... بعد در یک لحظه جلوی خبرنگارا ضربه ی نهایی رو بهش میزنم.

نوشته شده توسط همیشه در شنبه دوم شهریور 1387 |